سيد علي اكبر قرشي

122

قاموس قرآن ( فارسي )

* ( « وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناه فِي إِمامٍ مُبِينٍ » ) * يس : 12 روشن مىشود « امام مبين » بمعنى كتاب مبين است . در تفسير الميزان از تفسير قمّى از ابن عباس از على عليه السّلام نقل شده كه فرمود : به خدا منم امام مبين حق را از باطل آشكار ميكنم ، و اين را از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله به ارث برده‌ام . و از معانى الاخبار از حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله نقل كرده كه در بارهء على عليه السّلام فرمود : او امامى است كه خدا در وى علم هر چيز را شمرده آنگاه صاحب الميزان فرموده اين دو حديث در صورت صحت ابدا راجع بتفسير نيستند ، بلكه از بطن قرآن و اشارات آن ميباشند و مانعى نيست كه خدا علم كتاب مبين را به كسى كه بنده ى خالص و خاصّ خداست بدهد و او عليه السّلام ، بعد از رسول خدا ( ص ) سيّد موحّدين است . * ( « فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ وَإِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِينٍ » ) * حجر : 79 از آنها انتقام كشيديم و آن دو در راه آشكارى است ، امام در اينجا بمعنى راه است و ضمير * ( « إِنَّهُما » ) * بخرابه هاى قوم لوط و صالح بر ميگردد ، و در آيهء * ( « وَمِنْ قَبْلِه كِتابُ مُوسى إِماماً وَرَحْمَةً » ) * هود : 17 - احقاف : 12 ، بتورات امام اطلاق شده است . ناگفته نماند : قرآن پيشوايان را به دو دسته تقسيم مىكند ، پيشوايان حقّ و پيشوايان باطل ، مثل * ( « وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا » ) * انبياء : 73 * ( « وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ » ) * قصص : 41 . امّا : امّا بفتح اوّل حرف شرط و تفصيل و تاكيد است و استعمال آن در تفصيل بيشتر است مثل * ( « أَمَّا أَحَدُكُما فَيَسْقِي رَبَّه خَمْراً وَأَمَّا الآخَرُ فَيُصْلَبُ » ) * يوسف : 41 * ( « فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ وَأَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ » ) * حاقّه : 5 - 6 مىبينيم كه : امّا ميان دو كس و دو قوم تفصيل ميدهد و آنها را از هم جدا مىكند . امّا : بكسر اوّل پنج معنى